تبلیغات
از کجا شروع کنیم...! - جبر جغرافیایی
پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387

جبر جغرافیایی

   نوشته شده توسط: امیدی از زمین    نوع مطلب :من + شما و فلاسفه ،

یک روز از خواب پا می‌شی

می‌بینی رفتی به باد
هیچ‌کس دور و برت نیست
همه‌ رو بردی ز یاد

چند تا موی دیگه‌ت سفید شد
ای مرد بی اساس
جشن تولد تو
باز مجلس عزاست
بریدی از اساس

قوز پشتت بیشتر شد
شونه‌هات افتاده‌تر
پیرامونت رو ببین با دقت
می‌سوزن خشک و تر
می‌سوزن خشک و تر

می‌سوزن خشک و تر

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

[این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی]

ای عرش کبریایی
چیه پس تو سرت؟
کی با ما راه می‌آیی

جون مادرت؟


یک روز از خواب پا می‌شی
می‌بینی رفتی به باد
هیچ‌کس دور و برت نیست
همه‌ رو بردی ز یاد

چند تا موی دیگه‌ت سفید شد
ای مرد بی اساس
جشن تولد تو
باز مجلس عزاست
بریدی از اساس

قوز پشتت بیشتر شد
شونه‌هات افتاده‌تر
پیرامونت رو ببین با دقت
می‌سوزن خشک و تر
می‌سوزن خشک و تر
می‌سوزن خشک و تر


این که دستاتو روی سر می‌ذارن [می‌ذارن]
این که باهات هیچ کاری ندارن [ندارند]
این که تو بازی‌شون راهت نمی‌دن [این که تو بازی‌شون راهت نمی‌دن]
این که سر به سرت می‌ذارن [سر به سرت]

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که لنگ در هوایی
صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که لنگ در هوایی
صبحونه‌ت شده سیگار و چایی
DOWNLOAD
خواننده: محسن نامجو



(پیام هفته :زندگی شما وقتی شیرین است که کام همسایه تان تلخ نباشد. (هرشل
(پیام هفته :پروردگارا به من آرامش ده تا بپذیرم، آنچه را که نمی توانم تغییر دهم دلیری ده تا تغییر دهم ، آنچه را که می توانم نغییر دهم بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم مرا فهم ده تا متوقع نباشم ، دنیا ومردم آن مطابق میل من رفتار کنند (جبران خلیل جبران